۱۳ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

فی‌الحال، تمومم.

کسی که تموم شده، جار نمی‌زنه. می‌بره. لبخند می‌زنه و صبر می‌کنه تا بمیره. دوست داشتم الآن اسطوره سیزیفو می‌خوندم. فقط چند صفحه اولشو خوندم. بقیه ـش موند برای.. نمی‌دونم کی. اشتباه کردم. باید همون موقع می‌خوندمش.

می‌گفت جاودان من باش. انقلاب کن. معجزه، نگا جاودانتم. داستانم کلیشه‌ای ولی قوی تموم شد. مثل همیشه.

  • ۶
  • نظرات [ ۱ ]
    • جاودان
    • شنبه ۱۸ آذر ۹۶

    سبزِ سبزِ سبز.

    امشب صاحب تازه‌ترین خنده‌های دنیا، در شانزده آذر می‌رقصید و درختان پاییزی زیرِ برف شکوفه می‌دادند.
  • نظرات [ ۰ ]
    • جاودان
    • پنجشنبه ۱۶ آذر ۹۶
    در آن‌زمان که هنوز جادوگران را به جرمِ جادوگری می‌سوزاندند یا حتی پیش‌تر از آن، در دوره‌ای که خدایان یونان با ناک‌اوت کردنِ خدایان نورس و ایرانی و هندی بر جهان حکمرانی می‌کردند و حتی چند قدم قبل‌تر از آن زمانی که الف‌ها هنوز زمین را ترک نکرده بودند و دورف‌ها به صورت نژادی مستقل آزاده می‌زیستند، "ماه‌زدگان" را دیوانه می‌پنداشتند. تفسیرِ نادرست ـی نیست. ماه‌زده دلش برای رخ ماه رفته، "مجنون" شده. ولی برخلافِ توضیحاتِ ویکی‌پدیا، mentally ill نیست. صرفاً عاشق است. ماه‌زده عشقش را به ماه می‌دهد و جادویش را از آن می‌گیرد.
    مجمع هم که از اسمَش پیداست، به محلِ تجمع عده‌ای می‌گویند. محلِ تجمعِ دیوانگان را چه می‌گویند؟ تیمارستان. دارالمجانین. اما بی‌ذکرِ نام دلبر که نمی‌شود. همین شد که اینجا مجمعِ دیوانگان شد و منِ ماه‌زده، تنها ساکنش.